يعقوب جعفرى
30
سيرى در علوم قرآن ( فارسى )
همان كثرت در وحدت و وحدت در كثرت است . البته در اين باره - بخواست خدا - به تفصيل در آينده بحث خواهيم كرد در اينجا منظور اين است كه معناى تنزيل روشن شود . اطلاق تنزيل به قرآن در موارد متعددى ( يازده مورد ) از قرآن آمده كه در بعضى از آنها تنزيل به " الكتاب " اضافه شده و در بعضى اضافه نشده است ولى در همه آن موارد ، تنزيل به خداوند نسبت داده شده است آن هم با اوصافى مانند رحمن و رحيم ، رب العالمين ، حكيم ، حميد ، عزيز حكيم و عزيز عليم . در بيشتر موارد پس از بيان تنزيل قرآن از انذار و بيم دادن كافران و در يك مورد علاوه بر انذار از تبشير هم صحبت شده است به عنوان نمونه دو آيه از آنها را مىخوانيم : وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ « 1 » همانا قرآن فرود آوردهء پروردگار جهانيان است كه روح الامين آن را بر قلب تو نازل كرده تا تو از بيمدهندگان باشى . تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ « 2 » فرو فرستادن كتاب از جانب خداوند عزيز و حكيم . ما كتاب را به حق به سوى تو فرستاديم پس خدا را عبادت كن در حالىكه دين خود را بر او خالص كردهاى . نكتهاى كه اضافه مىكنيم اين است كه در دو آيه از اين يازده آيه ، تنزيل بدون
--> ( 1 ) - سوره شعراء ، آيات 192 و 193 . ( 2 ) - سوره زمر ، آيات 1 و 2 .